سیاسی

حكومت وحدت ملي و لزوم آسيب شناسي بالا گرفتن تنش هاي قومي و متضرر شدن وحدت ملي

حكومت وحدت ملي كه برآيند يك توافقنامه سياسي ميان كانديدان پيشتاز و بر آمده از متن يك
انتخابات پرچالش است، در حالي سه ساله مي شود كه امروز اكثريت مردم افغانستان از كار كردهاي آن ناراض و به ادامه كار آن و آينده افغانستان خوشبين نمي باشند. انتخابات رياست جمهوري ٩٣ با توجه به حصول تجارب از انتخابات گذشته كه انتظار مي رفت شفاف تر، عادلانه تر و بر خاسته از آراي پاك مردمي باشد، اميد مردم افغانستان را به يأس بدل كرد، ضربه مهلك بر پيكر دموكراسي نوپا وارد آورد و به اعتبار و اعتماد دولت افغانستان در نزد جامعه ملل صدمه زد و افزون بر اين، زحمات شبانه روزي نيروهاي دلير امنيتي و هزينه هنگفتي هدر رفت و راه بجايي نبُرد. حالا پرسش اساسي اين است كه سران حكومت وحدت ملي به چي اندازه به تعهدات شان عمل كرده اند؟!
به رغم اينكه اكثريت كانديداتوران در همه ممالك جهان در أيام مبارزات انتخاباتي شان به شعارهاي اغوا كننده و طرح هاي پرزرق و برق متوصل مي شوند اما در دوره مأموريت شان به تحقق حد اكثر وعده هاي شان فايق مي آيند اما دولت مردان امروزي ما نه تنها نتوانسته اند به تعهدات شان كه به مردم افغانستان داده، عملي كنند بل گفته مي شود كه از ياد برده اند.
1. سران حكومت وحدت ملي تا دير وقت درگير تنش ها و اختلافات دروني شان بودند كه ناشئ از تقسيم قدرت بود كه كماكان ادامه دارد، هر دو جناح سعي كردند/مي كنند كه نزديكان شان و يا حداقل افرادي را كه در دوران كارزار انتخاباتي آنها را همراهي كردند را در بدنه ي نظام جابجا كنند.
2. به رغم تعويض كميشنران كمسيون هاي انتخاباتي، إصلاحات لازم در نظام انتخاباتي بوجود نيامده است.سران حكومت وحدت ملي صرف به تعويض چهره هاي كمسيون انتخابات اكتفا نموده كه كارامدي اين چهره ها هنوز در هاله ي ابهام است. كشمكش ها بر سر تعينات، زياده طلبي و بالاخره فساد كه در كمسيون مستقل انتخابات جريان دارد، چندي پيش رسانه يي شد و طشت رسوايي آن از بام افتيد. تذكره برقي كه به شفافيت انتخابات كمك مي كند و به رغم اينكه كارمندان آن جذب و مصروف كار اند اما هنوز توزيع آن رسما شروع نشده و ما خيلي اميدوار به شروع و ختم توزيع شناسنامه برقي نيستيم.
3. برگزاري انتخابات شوراي ولايتي و پارلماني از ديگر تعهدات سران حكومت وحدت ملي بود كه بايد صورت مي گرفت. رييس جمهور غني طَي صدور فرمان، دوره وكالت نمايندگان مجلس را تمديد كرد و اكنون نمايندگان مردم بصورت غيرقانوني به كار شان ادامه مي دهند كه غير حاضري مكرر و اشتغال در امور شخصي شان بارزترين شاخصه هاي آنها مي باشد.
4. برگزاري لويه جرگه و قانوني ساختن پُست رياست اجراييه و ايجاد كمسيون تعديل قانون أساسي كاملا در محراق فراموشي سپرده شده است. حكومت وحدت ملي كه در واقع يك تجربه نو سياسي است و زريعه ي يك توافقنامه سياسي بوجود آمده است، نه در روشنايي قانون اساسي، انتظار مي رفت كه تعهدات سران حكومت در اين خصوص عملي مي گرديد كه متاسفانه مانند ديگر وعده هاي شان هنوز جامه عمل نپوشيده است.
5. و مهمتر اينكه وضعيت امينتي كشور در سه سال اخير در مقياس گذشته، به مراتب بدتر و شكننده تر شده است. در سه سال اخير، ولايات و ولسوالي هاي افغانستان بدست مخالفين مسلح دولت تصرف شده و دشمن بيش از پيش قوت گرفته است كه حملات انفجاري ويرانگر چهارراهي زنبق، شاه شهيد و دهمزنگ دال بر اين ادعاست. امروزه گفته مي شود كه حكومت صرف بالاي ٦٥ درصد خاك افغانستان حاكميت دارد و ٣٥ درصد قلمرو كشور زير اداره مخالفين مسلح دولت مي باشد و افزون بر اين ها، گروه تروريستي داعش در سه سال اخير ظهور كرده و فعاليت مي كند و هر روز در گوشه و كنار ولايات دور دست تراژدي خلق مي كنند. ترك جوانان و قشر تحصيل كرده، متضرر شدن وحدت ملي و بالاگرفتن تنش هاي قومي از ديگر مواردي اند كه دلالت بر ناتواني حكومت وحدت ملي در امر پيشگيري از بحران، فجايع، مضلعات و مشكلات مي كند. بهر روي، من فكر ميكنه با توجه به آنچه وصف آن رفت اشتباه است اگر از حكومت وحدت ملي به عنوان يك حكومت مردمي، موفق و پاسخگو ياد كنيم.

نوشته های مشابه دې ته ورته لیکنې

1 thought on “حكومت وحدت ملي و لزوم آسيب شناسي بالا گرفتن تنش هاي قومي و متضرر شدن وحدت ملي”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن