اجتماعیفرهنگی

دانش، توانائی و کارائی

سخنرانی محمد جاوید نظری در جشن فراغت تحصیلی انجمن اجتماعی-فرهنگی دیدنو

دوستان گرامی، دانشجویان و دانش آموخته گان عزیز، خانواده های محترم سلام علیکم. فراغت تحصیلی عزیزان ما بر همه ما مبارک. فراغت شما از مقاطع لیسانس و ماستری در جامعه ما غنیمتِ بزرگی است. در سرزمین انتحار شما نسل افتخارید. مبارک تان! خرسندم که مرا در این جمع علمی و صمیمی شایسته صحبت دانستید. بجا میدانم از مادران و پدران گرامی که بار از محنت بردوش، برای ایجاد فردای بهترِ فرزندان شان تلاش کردند، سپاسگذاری کنم. خوشحالم که درخت که با عشق کاشتید و با شوق آبیاری کردید امروز و از این به بعد به بار می نشیند. ایمان دارم که هر پدر و مادرِ امروز به خود می بالد و برعظمت صبر و استقامتش آفرین می گوید. من میکوشم در ذیل پنج نکته صحبت هایم را باشما در میان گذارم:
نکته اول؛
از نظر ساختار و کارکرد افغانستان کشور «درحال گذار» است. پس از سقوط طالبان و ورود ابزار و ارزش های مدرن؛ جامعه ما با تغییرات زیادی در نظام فکری- اجتماعی اش مواجه شده و در حال مدرن شدن است. جامعه مدرن «کارکرد» و «ساختار» متفاوت دارد. از نظر ساختاری، جامعه مدرن جامعهی «اورگانیک» است. در جامعه اورگانیک، روابط، دوستی و دشمنی افراد براساس عملکرد و کارکرد آنان تعریف میشود. در جامعه مدرن توانائی انجام کار، جدی ترین پرسش است. اگر کارکرد نداشته باشی جامعه شما را طرد میکند. در جامعه مدرن انسانِ ارزش دارد که راه حل یک چالش باشد. اگر قوی نباشی، دوای دردِ نباشی؛ از خانواده، جامعه و گروه دوستان حزف میشوی و آدمها شما را جدی نمی گیرد.
برای کارا بودن باید تخصص داشته باشی. تخصص در آدمی چند کارکرد دارد:
اول، ارزش معرفتی. دانائی به مثابه قدرت. فرد متخصص بدلیل بهره داشتن از معرفت، ارزش دارد.
دوم؛  بهترزیستی. آدم متخصص معمولا میداند که زندگی مهم است. بهتر زندگی کردن نیاز است. معمولا روش بهتر زیستن را میداند و برای بهتر زیستن برنامه دارد. هزاره ها در افغانستان جغرافیای عجیب دارد، من تا حال به 24 ولایت افغانستان سفر کرده ام، میدانم که برای نان داشتن در افغانستان باید یا زراعت داشته باشی، یا صنعت یا تجارت یا تخصص. هزاره جات برخلاف جنوب، شرق و شمال افغانستان، سرزمین زراعتی نیست. سرد است، زمین محدود است و زراعت فقط یک فصل میدهد. اما در کندز، ننگرهار، قندهار، تخار وولایات مشابه زراعت گاه تا سه فصل در یک سال میدهد. برخی ولایات با کشورهای همسایه مرز دارد و میتوانند سهم در تجارت داشته باشند، اما هزاره جات مرز ندارد، برخی ولایات منابع زیرزمینی در حال استخراج دارند، ما آنرا نیز در حال استخراج نداریم. نان خوردن یک هزاره فقط از راه قلم، کتاب، تخصص و شهری شدن ممکن است. ما اگر سواد کافی نداشتیم چاره جز مهاجرت نداریم اگر نه گرسنه میمانیم.
یادمان باشد در جامعه مدرن اگر کارکرد نداشته باشیم، تخصص نداشته باشیم، کار ازعهده ما بر نیاید نابود میشویم. یادمان باشد بازارکار برای کسانیکه با گردن خمیده و تضرع رقابت کنند فرصت کار را فراهم نمیکند. باید وقتی وارد صحنه رقابت میشویم بدانیم که واقعا شایسته آنیم. بیاد داشته باشید که دنیای مدرن دنیای تخصص و توانائی است. دنیای تخصص و جامعه مدرن زن و مرد نمیشناسد چی بسا زنان که در جامعه سنتی فرصت برای کار ندارند ولی در جامعه مدرن به اندازه دهها مرد کار کند. به هیلری کلینتون در امریکا، انگلا میرکل در آلمان، ملیکه الیزابت در انگلستان و سیماسمر در افغانستان بنگرید.
نکته دوم
توانائی زبانی ابراز تخصص. ابراز تخصص در افغانستان به نظر من دو راه «فورماتیک» دارد: اول فهم زبانِ ابراز تخصص. ما با دونوع زبان برای ابراز توانائی و تخصص خود نیاز داریم: متنی و گفتاری. در زبان گفتاری ما در افغانستان باید پشتو و انگلیسی را در کنار زبان دری یاد داشته باشیم.
دوم فرم متنی زبان است. متخصیصین ما باید متن تولید کنند. افغانستان جغرافیای فاقد متن و ادبیات است. ما نیاز داریم با نگارش متن و حضور در دنیای «دیجیتل»، «انترنت» و «کتابخانه» هم خود را به عنوان عضو «حیات علمی» دنیا، ماندگار کنیم و هم میراث علمی برای سائر خواننده گان فراهم سازیم. شما اگر همین اکنون بخواهید در بورسیه برای «فولبرایت» امریکا، «چیوننگ» انگلستان یا DAAD آلمان مثلا درخواست دهید در یکی از ستون هایش از شما می پرسد تا حال چند مقاله در ژورنالهای اکادمیک دنیا دارید؟ چی نوشتید؟ از نظر فرهنگی دردناک خواهد بود که اگر ما فارغ از دانشگاه شده باشیم، استاد دانشگاه باشیم، ادعای ما بسیار کلان باشد ولی وقتی نام ما را در جستجوگران انترنتی مثلا گوگل (به فارسی و انگلیسی) جستجو کنند هیچ مطلبی از ما نیابند.
نکته سوم
توانائی اجتماعی- سیاسی ابراز تخصص: ما در افغانستان با پدیده «عصبیت قومی» مواجهیم. افغانستان 30 قوم مختلف دارد: چهارتایش اکثریت است. پشتون، تاجیک، هزاره و ازبک. پشتون ها از 1747درقندهار صاحب قدرت شدند. تاجک ها حداقل دوبار صاحب قدرت بوده اند: دوره حبیب الله کلکانی که شاهی امان الله خان را سقوط داد و دوره برهان الدین ربانی. هزاره ها در اواخر دوره دموکراتیک صدر اعظم داشته و در این اواخر و پس از توافق بن آلمان قرار است 20 درصد سهم در حکومت داشته باشد. پیچیده گی سازمانی قدرت، ساختار قدرت مند قومی، ارزشهای متفاوت، رنج، درد و درزناهای تاریخی، باعث شده است افغانستان فضای عادلانه برای توذیع فرصت ها نباشد که البته نیست. اما؛ ما بهرحال در این کشور زیست میکنیم. نیاز داریم در درون ساختار قدرت، اقتصاد و اجتماع افغانستان نفس بکشیم، زندگی کنیم و کار کنیم. فهم من اینست که ما نیاز داریم شیوه متفاوت را برای ورود به قدرت-ثروت امتحان کنیم. دژ بسته قدرتِ افغانستان تنها از راه جمع کردن لایک های زیاد در فیسبوک و فحش دادن سائر اقوام یا صرف ابراز درد وگریستن برای آن، باز نمیشود. قلف بسته شده قدرت-ثروت در افغانستان رمزهای فراوان دارد که بهتر است در مورد آن تامل کنیم. من پیشنهاد میکنم بجای همیشه اعتراض منطق لابی گری را بیاموزیم. از آدمهای مثل زلمی خلیلزاد، علی احمد جلالی و محمد اشرف غنی که در قرار دادن گروه قومی خاص در رأس هرم قدرت در افغانستانِ پس از طالبان؛ در آمریکا لابی گری کردند، نسخه برداریم.
نکته چهارم
فارغین گرامی، مسئولیت شما از امروز آغاز میشود. از فردا شما سه راه در پیش دارید: یا ادامه تحصیل کنید، یا کار، یا هم کار و هم تحصیل. در صورت اول، شما اگر بخواهید در بیرون از افغانستان درس بخوانید به استثناء ایران در سائر کشورها به زبان انگلیسی نیاز دارید. از همین لحظه در مورد امتحانات تافل و ایلتس فکر کنید. اگر میخواهید کاریابید از فردا دنبال کار در موسسات، دولت یا ایجادکار شخصی شوید. اجازه ندهید، موجهای فیسبوک، انستاگرام و تویتر شما را از تلاش برای کار بیندازد. شما حداقل در روز یک درخواستی به شغلهای که 50 فیصد با تجربه و دانش شما همخوانی داشته باشد بفرستید. نا امید نشوید، شاید از 50 درخواستی شما فقط در 5 تایش دعوت به امتحان و مصاحبه شوید و شاید مدتی هم بیکار بمانید. شما باید عناصر تغییر در جامعه باشید، اجازه ندهید الگوی بدی برای دیگران شوید، شما راه بسیار را آمده اید. شما از برترین جوانان افغانستان اید؛ اجازه ندهید مردم به فرزندش بگوید، دخترپسر فلانی که درس خواند چی شد. شما ثابت کنید که دانش هم قدرت است و هم ثروت. شما حتی میتوانید شغل شخصی بسازید، 5 نفر تان یکجا شوید و یک شرکت سهامی بزنید. از در آمد اندک آغاز کنید. اجازه ندهید قامت رسای تان در برابر فقر و ناداری خم شود. اجازه ندهید روزگار از شما اعتماد به نفس را بستاند.
نکته آخر
محصلین که هنوز فارغ نشده اید، با هر قیمت که میشود یکی از زبانهای بین المللی را بیاموزید. روی زبان پشتو کار کنید که بعدا بسیار بدرد تان میخورد. مهارت تانرا در آموزش کامپوتر بالاببرید. کمی کتابهای غیردرسی بخوانید تا قدرت استدلال، فصاحت و معلومات تان ازجهان دور وبر تان بالا رود. فیصدی دانشگاه تانرا نگذارید از 75% پائین اید که بدون آن احتمال بورسیه رفتن تان پائین می اید. سعی کنید ارتباطات تانرا گسترش دهید. به هرمیزان که شما آدمهای مؤثرتر را بشناسید جهان تان متفاوت تر خواهد شد. در رشته تان چیزی بنویسید. ضرورنیست همه تان به سیاست بندیشید، مواظب توانمند شدن در رشته خودتان باشید. شما باید قلب بزرگ و بخشنده داشته باشید و از هر نوع خصومت و رقابت ناسالم بپرهیزید.
پدر و مادر گرامی، حمایت تانرا از فرزندان تان ادامه دهید. برای زندگی آنان برنامه بریزید، ما همه باید بکوشیم روزکه دنیا را ترک میکنیم جهانی بهتری را برای نسل بعد ساخته باشیم. ما باید هرروزمان و هرروز خانواده و نزدیکان مان بهتر از دیروزمان باشد. رسالت شما حتی بیشتر از فرزندان خود شما است. ما باید دست ناتوان پسر دختر همسایه ودوستان مانرا نیز بگیریم و آنانرا نیز به مکتب و دانشگاه بفرستیم.
ممنون از شما. ممنون از دوستانم در انجمن اجتماعی-فرهنگی دید نو برای تدارک این بزم فرهنگی، فراغت تحصیلی به همه تان مبارک

یکشنبه ۱۰ جدی ۱۳۹۶

نوشته های مشابه دې ته ورته لیکنې

1 thought on “دانش، توانائی و کارائی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید همداراز ووینئ

بستن
بستن